بازاریابی دهان به دهان

علیرغم همه تعاریف رسمی و اتو - کشیده ای که در کتاب ها نوشته شده است ، بازاریابی دهان به دهان ( word-of-mouth marketing ) چیزی نیست مگر ایجاد بهانه ای برای مردم تا در مورد "ما" صحبت کنند.

با ظهور شبکه های اجتماعی و بروز چهره جدید شبکه جهانی اینترنت،تبلیغات و بازاریابی دهان به دهان شکل پیچیده تری به خود گرفته است.
این پلتفرم های جدید امکان گفتگوی همزمان میلیون ها نفر در مورد مباحث مختلف را فراهم کرده بودند

همین موضوع جایگاه بازاریابی دهان به دهان را در سبد رسانه ای شرکت ها پررنگ تر کرد و باعث قدرتمندتر شدن هر چه بیشتر آن شد.
صاحبان برندها تعاملات بین کاربران شبکه هایی همچون فیس بوک و توییتر را موجی میدیدند که میتوانستند فعالیت های ارتباطی خود را بر آن سوارکنند که در اکثر مواقع موفق هم بودند.
در موج ایجاد شده مفاهیمی همچون بازاریابی ویروسی سر و شکل جدی تری به خود گرفته و مورد توجه مدیران قرار گرفتند.
موفقیت در بازاریابی دهان به دهان صد البته به نوع محصول یا خدمتتان نیز بستگی دارد.
همچنین فاکتورهایی از جمله میزان قدمت برند ، دانش برند ، تمایز ، تناسب بین محصول و مخاطب ، رضایت از محصول و ...
نقش کلیدی در ایجاد تبلیغات دهان به دهان برای یک محصول یا برند دارند.

نکته اول : سوژه باشید!


برای اینکه مردم در مورد شما حرف بزنند باید جالب باشید. 
"هیچکس در مورد سازمان ها، محصولات و تبلیغات کسل کننده حرف نمی زند. میخوای در موردت حرف بزنند؟
پس کار خارق العاده انجام بده. اگر کسل کننده باشید حتی یک ثانیه هم در موردت حرفی رد و بدل نمیشود.
قبل از عرضه محصولات به بازار و قبل از نمایش آگهی این سوال جادویی را از خودت بپرس :
آیا کسی پیدا میشود که در مورد آن با دوستش صحبت کند؟"

نکته دوم : برندهایی که قصه دارند بهتر می فروشند.


این یک حقیقت تلخ برای برندهای جدید است اما باید قبول کرد
که برندهایی که پس زمینه روایی دارند بیشتر در معرض تبلیغات دهان به دهان قرار میگیرند،
حتی اگر آن داستان تخیلی و غیر واقعی باشد.
برندهای معروفی مثل Apple و Zippo بخشی از فروش و محبوبیتشان را مدیون داستان هایی هستند که مردم در مورد گذشته آنها روایت می کنند.

نکته سوم : مشتریان فعلی معدن طلا هستند!


برخی مواقع سازمان ها آنقدر درگیر جذب مشتریان جدید می شوند که از مشتریان فعلی خود غافل میشوند و آنها را ناراضی میکنند.
یک استراتژی خوب می تواند این باشد که مشتریان فعلی (یعنی همان مشتریانی که ما را انتخاب کرده اند و جذب ما شده اند) را آنقدر راضی نگاه داریم تا جذب مشتریان جدید را خود آنها برایمان انجام دهند،
بدون پرداخت هزینه های سنگین بازاریابی ، بهترین نوع آن ، بازاریابی دهان به دهان است .
مشتریان راضی سفیران شما بر روی کره خاکی هستند!
کافیست هوایشان را داشته باشید تا قدرت آنها در جذب مشتریان جدید را به چشم ببینید.

نکته چهارم : چه کسی تاثیر می گذارد؟


در هر صنعتی گروهی کوچک تعیین کننده روند کلی صنعت است.
این گروه را زیر نظر داشته باشید و برایشان برنامه ریزی کنید.
این گروه میتواند متشکل از خبرنگاران ، بلاگرها ، منتقدین ، پیشکسوتان و ... باشد،
کسانی که نظراتشان برای عده کثیری از مخاطبان محصول شما مهم است و بر تصمیمات خرید آنها تاثیر میگذارد.
لیستی از مهره های کلیدی صنعت را آماده کنید و مطمئن شوید که اولا آنها از وجود شما باخبرند و ثانیا فعالیت های شما را زیر نظر دارند.

نکته پنجم : حضور پر رنگ در شبکه های اجتماعی


یکی از آسانترین راه های دسترسی به تعداد کثیری از مخاطبان،استفاده از شبکه های اجتماعی و بازاریابی دهان به دهان است.
از بخت و اقبال جامعه به این پلتفرم ها استفاده کنید و با مخاطبان خود ارتباط بگیرید،
خوراک و محتوای مرتبط برایشان ایجاد کنید و به طور کلی سعی در جلب توجه و مشارکت آنها داشته باشید.
صرفا هیچگاه به دنبال افزایش تعداد مخاطبان نباشید
بلکه برای آنها برنامه ریزی کنید تا بتوانید ارتباط خوبی با آنها برقرار کنید.
فراموش نکنید که کیفیت ارتباط مهم تر از کمیت آن است.

نکته ششم : ابزار CRM


از ابزارهای ارتباط با مشتریان استفاده کنید.

امروزه استفاده از سیستم های مدیریت ارتباط با مشتریان CRM و ایجاد باشگاه مشتریان برای ارتباط موثر و پایدار با مشتریان بسیار لازم و حیاتی شده است. 
با پیاده سازی یک سیستم مشتری مداری مناسب میتوانید ضریب تبلیغات دهان به دهان راافزایش دهید.
در این راه یکی ازگام ها تهیه نرم افزار سی آرام مناسب است
که با ارائه راهکارها و سناریو های وفاداری در زمینه بازاریابی دهان به دهان ، می تواند به کمک کسب وکار شما بیاید.

در شبکه های اجتماعی زیر منتظرتان هستیم

ارتباط با قسمت فروش

۰۵۱۳۸۷۰۵۰۰۹

ارتباط با قسمت پشتیبانی

۰۵۱۳۸۸۴۸۰۰۲

ارتباط مستقیم با مدیریت

۰۹۱۵۶۶۲۸۱۹۱

فروش مستقیم ،نحوه برخورد با بهانه ها و مشکلات در سر راه یک فروشنده

فروش مستقیم یک کالا نیازمند افرادی است که دارای اعتماد به نقس بالایی هستند
برای دانش خود اهمیت قائلند و از تجارب دیگران هم به خوبی استفاده میکنند.
یک فروشنده درکار فروش مستقیم خود بایدخودخواه باشد ولی درکار تیم خللی ایحاد نکند.

۱- حرفه ای بودن

افراد حرفه ای صرف نظر از اینکه در چه حوزه ای هستند کار خود را به خوبی انجام میدهند. فروشندگان حرفه ای میگویند کاری که ارزش انحام دادن را داشته باشد ارزش بهتر انجام دادن را نیز دارد.شما حرفه ای به نظر میرسید اگر به محصول خود و تمامی محصولات رقیب آشنایی کامل داشته باشید.نیاز های بازار را تحلیل کرده باشید و از توانایی های شرکت خود باخبر باشید و به آن اعتماد داشته باشید. اهداف فروش خود را تعیین، اولویت بندی و با برنامه پیش بروید.

۲- ارتباط دوستانه

همیشه قبل از شروع بحث فروش سعی به ایجاد یک ارتباط ساده بگیرید تا یخ صحبت بین شما و مشتری شکسته شود. همیشه جوری در جلسات با مشتریان صحبت کنید که بعد از رفتن شما حسرت ساعت هایی را که شما آنجا بودید را بخورند. برای ارتباط درست گرفتن با مشتری لازم است شما یک سری از مهارت هایتان را افزایش و تقویت کنید : خندیدن ؛ روان صحبت کردن ;حفظ کردن آرامش و در چشمان مشتری نگاه کردن

راهنما باشید

وقتی مشتریان در تصمیم‌گیری خرید،سردرگم هستند، میتوانید کارهای زیر راانجام دهید:برای کمک به مشتری درپی بردن به نیازش سوالاتی بپرسید;به عنوان یک فروشنده محصول باید بتوانید تفاوت در ویژگی‌ها،منافع و شرایط فروش هریک را به خوبی توضیح دهید;«چیزی به نام فروش راحت و فروش سخت وجود ندارد، آنچه هست فقط دو چیز است: فروش هوشمندانه و فروش احمقانه

توان و ارزش مشتری را بشناسید

نیازسنجی درستی از مشتریان داشته باشید و کالاهایی را در فروشگاه بگذاریدکه مشتریانش را هم داشته باشد.اگر بتوانید مشتریانتان را دسته بندی هم کنیدعالیست،یعنی مشتریان را بشناسید و آن ها را با توجه به حجم خرید یا پولی که هزینه میکنند یا سابقه خرید از رقیب را داشته اند دسته بندی کنید.

پول ندارم

در واقع معنی درست این بهانه ، این است که ” فکر می کنم اگر پولم را جای دیگری هزینه کنم بازدهی بیشتری خواهم داشت و چون اهمیت زیادی برای پولم قائل هستم ، پول اضافی ندارم که خرج پیشنهاد بی اهمیت شما کنم))مشتری زمانی با کمال میل و باخیال راحت پول باارزشش را به شما میدهد که در هر فروش تمرکز اصلی شما روی ارزشی باشد که ارائه میدهید و مشتری را ازاین ارزش آگاه کرده باشید.

نیاز ندارم

مشتری معتقد است نیازی به محصول یا خدمات ما ندارد.بعضی ازافراد میدانند که چه چیزهایی نیاز دارند و بعضی هم نمیدانند.نیازدارد ولی نمیداند;پس اولین کار مااین است که ازخود بپرسیم ” آیا مشتری میداند که به کالای ما نیاز دارد؟اگرجواب بله بود که عالی است.امااگرجواب نه بود: مشتری چرا باید به کالای من نیاز دارد؟باید به مشتری نشان دهیدکه دقیقا چرا فکر میکنیم محصول ما به درد او میخورد و دلایل خرید و منافع او را بیان کنیم .

وقت ندارم

بعضی مواقع مشتری ما مشکل پول ندارد و حرفی از پول هم نمیزند.اما موضوع وقت اوست.بعضی ها میگویند وقت ندارندچرا؟ اگرشما به مشتری راهی نشان دهید که پول بیشتری درآورد،حتما زمان لازم برای کسب پول بیشتر را هم پیدا خواهد کرد.

اعتماد

آیا من به تو اعتماد دارم که مشکل مرا حل میکنی؟ آیا واقعا تو میتوانی به من کمک کنی؟ آیا واقعا محصول شما همان محصولی است که میتواند به من کمک کند؟شما به عنوان یک فروشنده باید احساسات مشتری را درک کرده و حس اعتماد را در دل او بیاندازید تا او از شما خرید کند

ضرورت

حالتی  هم وجود دارد که مشتری میداند به کالای ما نیاز دارد در واقع هم پول خرید را داردمشکل مالی و یا زمان هم ندارد و دقیقا می داند که به محصول ما نیاز دارد.
اما مشکل مشتری این است
” میدان که به این محصول احتیاج دارد اما آیا همین امروز و همین الآن به این محصول نیاز دارد ؟″
آیا واقعا انقدر نیاز  به این محصول ضروری است که همین امروز باید از پولش صرف نظر کند و محصول شما را بخرد؟
شما به عنوان فروشنده باید کاری کنید که مشتری احساس کند همین حالا باید محصول را بخرد والا ضرر بزرگی میکند یا اینکه فرصت بدست آوردن پولی را از دست میدهد.
برای این کار ما دو راه داریم:
   راه اول  :   مزایای صاحب شدن را به مشتری یادآوری می کنیم و مشتری را از لذت داشتن محصولمان آگاه می کنیم.
راه دوم  :  باید مشکلاتی که مشتری بدون محصول ما با آنها دست و پنجه نرم می کند را به او مجددا یادآوری کنیم.

در شبکه های اجتماعی زیر منتظرتان هستیم

ارتباط با قسمت فروش

۰۵۱۳۸۷۰۵۰۰۹

ارتباط با قسمت پشتیبانی

۰۵۱۳۸۸۴۸۰۰۲

ارتباط مستقیم با مدیریت

۰۹۱۵۶۶۲۸۱۹۱